خدایا ارامشم تویی

  • خانه 
  • یا مهدی ادرکنی  داستان 

لقمان حکیم و مرد مسافر

12 دی 1401 توسط زهرا کرمی
🌱روزی لقمان در کنار چشمه‌ای نشسته بود. مردی که از آنجا می‌گذشت از لقمان پرسید: چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟ 🌱لقمان گفت: راه برو. 🌱آن مرد پنداشت که لقمان نشنیده است. دوباره سوال کرد: مگر نشنیدی؟ پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟ 🌱لقمان… بیشتر »
 نظر دهید »

گره گشا باشیم

12 دی 1401 توسط زهرا کرمی
امام حسن مجتبی علیه‌السلام در مسجد معتکف بودند که مردی نزد ایشان آمد و گفت:  «ای فرزند رسول خدا! من مقروضم و می‏‌خواهند به خاطر بدهی‌ام مرا حبس کنند.» امام حسن علیه السلام فرمودند:  «در حال حاضر مالی در اختیار ندارم که قرض تو را بپردازم.» آن… بیشتر »
 نظر دهید »
دی 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30

خدایا ارامشم تویی

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس