خدایا ارامشم تویی

  • خانه 
  • یا مهدی ادرکنی  داستان 

پندانه

16 دی 1401 توسط زهرا کرمی
✍ می‌گذرد و تمام می‌شود عروسکی که در پنج‌سالگی خراب شد و کلی غصه‌اش را خوردیم، در 10سالگی دیگر اصلا مهم نیست. نمره امتحانی که در دبیرستان کم گرفتیم و آن‌قدر به‌خاطرش اشک ریختیم و روزگارمان را تلخ کرد، در دوران دانشگاه هیچ اهمیتی ندارد و کلا فراموش شده… بیشتر »
 نظر دهید »

▪️وفات حضرت ام البنین تسلیت

16 دی 1401 توسط زهرا کرمی
▪️ای بانی اشک و روضه های سقا ▪️ای فاطمه ی دوّم بیت مولا ▪️از دامن تو روح ادب را آموخت ▪️آن تشنه ی بی دست کنار دریا ▪️وفات حضرت ام البنین تسلیت▪️ بیشتر »
 نظر دهید »

​✍امام على عليه السلام: 

16 دی 1401 توسط زهرا کرمی
💠 ما رَأيتُ ظالِما أشْبَهَ بمَظلومٍ مِن الحاسِدِ: نَفَسٌ دائمٌ، و قَلبٌ هائمٌ، و حُزنٌ لازمٌ   ستمگرى چون حسود نديدم، كه به ستمديده شبيه تر باشد: جانى سرگردان دارد و دلى بيقرار و اندوهى پيوسته  📚 ميزان الحكمه جلد3 صفحه 102 بیشتر »
 نظر دهید »

پندانه

16 دی 1401 توسط زهرا کرمی
✍ آنچه از سر گذشت، شد سرگذشت 🔹مردی در حال مرگ بود. وقتی متوجه مرگش شد خدا را با جعبه‌ای در دست دید. مکالمه‌اش با خدا زیباست.  ▫️خدا: وقت رفتن است. ▪️مرد: به این زودی؟ من نقشه‌های زیادی داشتم.  ▫️خدا: متاسفم، ولی وقت رفتن است.  ▪️مرد: در… بیشتر »
 نظر دهید »
دی 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30

خدایا ارامشم تویی

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس